در وضعیت تعلیق، جامعه از درون به دو بخش تقسیم میشود: گروهی که در ترس فرو میروند و تنها به بقا فکر میکنند. گروهی که خسته از انتظار، به بیتفاوتی پناه میبرند.
عبور از «نه جنگ، نه صلح» نه با اعلام جنگی تازه، بلکه با اعلام جنگی نرم علیه رخوت درونی ممکن است. جامعه ایران همواره در طوفانهای سخت، قامت استوار خود را نشان داده است
تنها راه شکست نقشه دشمن، تغییر میدان بازی است. یعنی به جای توجه به تهدید، تمرکز بر ظرفیت؛ به جای انتظار رفع تحریم، تمرکز بر تولید و نوآوری داخلی؛ به جای جنگ کلمات، جهاد کار و خدمت.
رسانهها باید از ترویج «فرداهای تاریک» دست بردارند و بهجای آن، الگوهای زنده تلاش را به نمایش بگذارند. یک گزارش از کارگاهی که در شرایط تحریم، ماشینآلات صادراتی ساخته، از هزار خبر از «تهدیدات خارجی» موثرتر است.
در هنگامهای که زمانه با شتابی نابرابر بر پیکره جوامع فرود میآید و امواج روایتهای متعارض، ذهن و ضمیر افکار عمومی را در معرض فرسایش پیوسته قرار میدهد، سخن گفتن از دفاع، رهبری و تبیین دستاوردهای مکتب امام خامنهای (ره) نه یک انتخاب ذوقی بلکه ضرورتی راهبردی است؛ ضرورتی که اگر به صورت یک منظومه پیوسته و همافزا صورتبندی نشود، به جای آنکه مولد انسجام ملی باشد، خود به عاملی برای پراکندگی معنایی و گسست ادراکی بدل خواهد شد.
جنگ، دیگر صرفا عرصه تاخت و تاز توپ و تانک نیست؛ عرصهای است که در آن «حقیقت» خود به یک هدف استراتژیک تبدیل شده است. نبردهای اخیر در منطقه، به ویژه رویاروییهای سایبری و اطلاعاتی میان ایران و رژیم صهیونیستی، بیش از هر چیز، پرده از اهمیت محوری «جنگ شناختی» یا «عملیات روانی» برمیدارد.