سلام بر تو که چون آمدی شدم آرام.
گذشتی و به فراقت حزینم و تنهام.
رسیده وقت وداعِ مَهِ قعودُ سجود
وداع ای سحرِ ماهِ بندگی،بدرود
وداعِ ماهِ مبارک وداعِ ماه دعا
وداعِ ماهِ اجابت،وداع ای اَحیا
وداعِ چشمه ی جاری ز اشکهای زلال
وداعِ ماهِ جَلالُ وداعِ ماه کمال
دوباره قصه ی سی شب رسید بر پایان
رسیده وقت گدایی و بخشش و غفران
رسیده وقت وداع و نرفته دلتنگم
ببخش جرم و گناهم که مایه ی ننگم
اگر چه بخشش من نیست کار آسانی
زدم به مِهرِ حسین نامِ او به پیشانی
قسم به عشق،جدایی ز آشنا سخت است
قسم به اشک،که دوری ز هَل اَتی سخت است.
دیدگاهتان را بنویسید