انتخابی به جا و شایسته است،اینکه پور تو جانشینت شد
پهلوان زاده توی گود آمد، روشنی بخش سر زمینت شد
آه امروز من چه خوشحالم، توی جسم خودم نمی گنجم
که زمین سبز و آسمان آ بیست ،شعر محتاج آفرینت شد
شیر را جای شیر بنشانند، در امارت امیر بنشانند
دل صاحب قران ما روشن ، نور چشم خودت قرینت شد
گرچه اندوه ما فراوان است, وطن از ماتم تو گریان است
داغ داریم از اینکه اهریمن ،قاتل جسم نازنینت شد
مجتبی واژه ای کریمانه است ،در صدف آنچه هست در دانه است
شمع و ملت براش پروانه است،پوریای ولی امینت شد
لاله در قلب باغ می روید، وسط سینه داغ می روید
در بهشتی و حسرتی دارم،بر عزیزی که همنشینت شد
سبز و جاوید باد فرزندت،دل سپردیم ما به دلبندت
آنکه یک عمر از شما آموخت,بعد تو پاسدار دینت شد
از تو تا عمر هست ممنونیم، ضمه بر گردیم مدیونیم
وطن این کهنه امپراطوری ،قلب مشرق زمین رهینت شد .
دیدگاهتان را بنویسید