به بسمالله میخوانم، حدیث داغ یاران را
شکوه رفتن مردی، مسیر کوهساران را
دلیری که تمام عمر، در خط مقدم بود
و با خون خودش پر کرد، جام سربداران را
مبادا در دل صفها، بیفتد رخنهی تردید
که دشمن در کمین دارد، فریب کجمداران را
بیا ای هموطن با من، که هنگام مصاف آمد
که با وحدت شکوفا میکنیم این شوره زاران را
بداند جبههی باطل، بداند خیل استکبار
که ما با سینهی خود سد نمودیم این سواران را
سلام ما به آن جانباز، و بر آن مادر شیری
که در راه خدا داده، تمام نوبهاران را
اگر ویرانه شد خانه، اگر آتش به جان افتاد
بسازیم از سر یاری، تمام لالهزاران را
بیا ای خادم مردم، در این طوفان پناهی شو
که با دست وفا مرهم گذاری زخم یاران را
بگو با دشمن غاصب، که در این منطقه کور است
مبادا مأمنی سازد، زمین همجواران را
قسم بر خون پاک او، بر این امواجِ بیداری
که در هم میدرد امّت، صف این کینهداران را
ز خون پاک او هر سو، هزاران لاله میروید
که تا روشن کند فردا، طریق حقمداران را
خداوندا در این شبهای طوفانی پناهم باش
که تا روز ظفر با هم بپوییم این دیاران را
بخوان احمد به یاد او، سرود صبح صادق را
که تا خورشید پیروزی، بگیرد روزگاران را
دیدگاهتان را بنویسید