ببار ای نم نم بارون
روی چشمای بیدارم
وطن بیداره و زنده
من این بیداری رو دارم
شبا تو کوچهی غیرت
بوی باروت و ریحونه
وطن تووو رگهای مردم
یه عشق غرق بارونه
وطن یعنی همین پرچم
که تووو دستای مهتابه
می دونم خاطرت جمعه
چشای شیر نمیخوابه
اگه ابرا سیاه میشن
اگه راه خطر بازه
نگاهت مثل خورشیده
که فردا ها رو میسازه
یه سید اومده بازم
علمداری کنه ای جان
که بازم بت شکن باشه
که باز پیروز بشه ایمان
موکبهای خیابونی
پر از عطر خوش نونه
بعد از افطار تماشاییست
که کل شهر یه کانونّه
نه از تهدید میترسیم
نه از زندان بیروزن
که ما آلاله ی سرخیم
فدای خاکو این میهن
زمستون بدی رد شد
بهار فتح توو راهه
واسه اون که وطن داره
یه لشکر پشت این ماهه
بیا و عقده رو وا کن
از این بغضای طولانی
که پیچیده تو هر کوچه
یه فریاد خراسانی
قسم به سفره هفت سین
به نون گرم افطارت
که عالم مات این عشقه
به پای کوه ایثارت
دوباره پرچم سبزه
رو یه گنبد که خوش رنگه
دل دشمن هراسونه
دیگه با ما نمیجنگه
عجب عیدی شده امسال
پر از نور و پر از لبخند
وطن با خون فرزنداش
با حق بسته بازم پیوند
بمون خورشید بیتکرار
که مشرق با رخت زیباس
وطن پاینده میمونی
که خاکت قبلهی دنیاس
دیدگاهتان را بنویسید