از هزار توی تاریخ ایران که عبور کنیم، همواره رد پای دشمنان خارجی، بیگانگان طماع و مهاجمان آزمند را مییابیم که آمدهاند تا بر «هستی ما» یورش برند، اما بیآنکه خود بدانند، «هویت ما» را سختتر و استوارتر کردهاند.
در این هنگامه جنگ که هیاهوی رسانههای سلطهطلب، تاریکی را به جای حقیقت روایت میکنند، آنچه آرام و مقتدر بر خاک ایران میدرخشد، نه شعلهور شدن خشم که فروزنده شدن امید است.
حضور نویسندگان کودک، امضا گرفتن از آنان و مکالمه بچهها با داستانپردازان، نشانههایی از بازسازی پیوند میان تخیل و واقعیت است. اگرچه بزرگسالان به دنبال درماناند، کودکان هنوز به دنبال رویا هستند. این ۲ میل، ۲ روی یک آیندهاند.
در حوزه ادبیات داستانی، ترجمه آثار رماننویسان شرق آسیا، آمریکای لاتین و اروپا، همچنان محبوب است اما نکته جالب توجه، گرایش به رمانهایی با مضامین غم، تنهایی و بقا در شرایط دشوار است
در هنگامهای که زمانه با شتابی نابرابر بر پیکره جوامع فرود میآید و امواج روایتهای متعارض، ذهن و ضمیر افکار عمومی را در معرض فرسایش پیوسته قرار میدهد، سخن گفتن از دفاع، رهبری و تبیین دستاوردهای مکتب امام خامنهای (ره) نه یک انتخاب ذوقی بلکه ضرورتی راهبردی است؛ ضرورتی که اگر به صورت یک منظومه پیوسته و همافزا صورتبندی نشود، به جای آنکه مولد انسجام ملی باشد، خود به عاملی برای پراکندگی معنایی و گسست ادراکی بدل خواهد شد.
جنگ، دیگر صرفا عرصه تاخت و تاز توپ و تانک نیست؛ عرصهای است که در آن «حقیقت» خود به یک هدف استراتژیک تبدیل شده است. نبردهای اخیر در منطقه، به ویژه رویاروییهای سایبری و اطلاعاتی میان ایران و رژیم صهیونیستی، بیش از هر چیز، پرده از اهمیت محوری «جنگ شناختی» یا «عملیات روانی» برمیدارد.