وطن
همیشه خاک نیست،
گاهی
دستِ گرمیست
که در شلوغیِ جهان
یادت میآورد
تنها نیستی.
وطن
همان جاییست
که پرچم
فقط رنگ نیست،
خاطره است
بسته به نفسهای مردمی
که بلدند
کنار هم
درد را
کمصداتر تحمل کنند.
انقلاب
از خیابان شروع نشد،
از دلهایی شروع شد
که آزادی را
نه برای فریاد
که برای ماندن
خواستند.
رهبر
گاهی
صداییست آرام
در میان هیاهو
که میگوید:
راه هنوز ادامه دارد
حتی اگر
پاها خسته باشند.
وطن
ریشه دارد
در اشکِ مادر
در امیدِ کارگر
در دعای شبانهی پدری
که فردا را
برای فرزندش
روشنتر میخواهد.
ما
مردمیم
با زخمهای مشترک
و امیدی
که هر بار
از دلِ همدردی
جوانه میزند.
وطن
یعنی
همین اتحادِ بیادعا
که وقتی دنیا
پشتمان را خالی میکند
ما
کنار هم
میایستیم
و سربلند
به فردا
سلام میکنیم.
دیدگاهتان را بنویسید